بازگشت

این روزها که بلاگفا خراب شده و سیرستان مرا به یغما برده اند هجوم کلمات آزرده ام کرده،وعده آخر هفته و آخر ماه و آخر...انگار ککشان نمیگزد که حتی اگر آخر سال شود

حرف ها و کلمات.... 

عزیزی بود که همیشه از پرده انداختن میگفت، از ظهور از پدیده سانسوریسم 

امروز که بی کار تر از همیشه بودم فکرم را درگیر کرده بود.... دلم رافعش شده بود 

یاد دانشگاه افتادم،شاید همه اش هم تقصیر این تلگرام است این تلگرام لعنتی که با عکس هایش مرا یاد او انداخت یا کانون، یاد همه چیزش غیر از مهدویت 

اینها را برای خودم میگویم، میدانم که هیچ کس نمیفهمدش،به قول آن عزیز پرده دارد این حرم، آن هم بهمین زخامت  دلم

 

/ 0 نظر / 32 بازدید